یونانیان باستان معتقد بودند که زمین صغحه ای مسطح است شناور بر روی آب که خیمه ای چاک چاک آن را پوشانده است.به دور خیمه آتش و درون آن زمین قرار داشت.هر روز «هلیوس»،خدای خورشید،ارابه ی آتشین خود را در آسمان به حرکت در می آورد و شب نیز از اقیانوس زیر زمین میگذشت. البته فلاسفه ی مختلف یونان اعتقادات گوناگون داشتند.
نخستین بار ارسطو در حدود ۳۴۰ قبل از میلاد در کتاب «درباره ی افلاک» ادعا کرد که زمین کروی است.او دو دلیل برای این ادعا داشت و یونانیان دلیل سوم را نیز آوردند:
۱.سایه زمین روی ماه در هنگام خسوف همواره دایره ای است.
۲.با سفر به عرض های جغرافیایی پایین تر ارتفاع ستاره ی قطبی کم میشود.
۳.بادبان کشتی ها در افق و در هنگام نزدیک شدن به ناظر ابتدا دیده میشود.
در قرن دوم بعد از میلاد،بطلمیوس نظریات خود و ارسطو را ترکیب نمود و مدل کاملی برای جهان ارایه داد.بر اساس مدل او،زمین در مرکز عالم و هفت فلک(ماه،زهره،عطارد،خورشید،مریخ،مشتری و زحل) قرار داشتند و در دوردست ها نیز فلک ستارگان دور دست جای میگرفت و همه به دور زمین میچرخیدند.برای توضیح حرکت رجوعی سیارات در آسمان،بطلمیوس مجبور شد هر سیاره را به دور فلک خود نیز بچرخاند.این مدل با مشاهدات رصدی سازش بسیاری داشت.
تا سال ۱۵۱۴ مدل بطلمیوسی مدل مورد قبول همه و بخصوص کلیسا بود.در این بین عده ای مانند «جوردانو برونو»اعلام کردند که خورشید در مرکز عالم است و اکثر آن ها توسط کلیسا مجازات شدند.سرانجام در همان سال،«نیکلاس کوپرنیک»،کشیش لهستانی نظزیه ی خورشید مرکزی خود را منتشر کرد.این حرکت که به دلیل ترس از کلیسا در روزهای آخر زندگی او انجام شد،بعد ها انقلاب کوپرنیکی نام گرفت و برای اولین بار در طول تاریخ خورشید را در مرکز عالم قرارداد.
در نظریه ی کوپرنیک خورشید در مرکز عالم قرار دارد و همه ی سیارات روی مدارهای دایره ای به دور آن میچرخند.علیرغم این که این مدل کم و بیش پذیرفته شد،اما در آن اشکالات رصدی وجود داشت.
بعدها رصدهای یکی از تیزبین ترین رصدگران تاریخ،تیکو براهه،موجب تکمیل این نظریه شد.خود “براهه” از روی رصدهایش مدل جدید و اشتباهی برای عالم ارایه داد.در مدل او همه چیز به دور خورشید میچرخید و خود خورشید به دور زمین در حرکت بود.
این نظریه چندان مورد توجه قرار نگرفت،اما دستیار جوان تیکو،یوهانس کپلر،با استفاده از داده های رصدی استادش مدل کاملی برای منظومه ی شمسی ارایه داد.نتیجه ی کارهای کپلر در قالب سه قانون مطرح شد:
۱.همه سیارات در مسیرهای بیضی نزدیک به دایره که خورشید روی یکی از کانون های آن قرار دارد حرکت میکنند.
۲.خط واصل خورشید-سیاره در زمانهای مساوی سطوح مساوی را طی میکنند.
۳.نسبت مربع زمان های لازم برای یک دور چرخیدن دو سیاره به دور خورشید،برابر است با نسبت مکعب قطر بزرگ بیضی مسیر آنها.
در ۱۶۰۹ “گالیله” برای اولین بار از تلسکوپ برای رصد آسمان استفاده کرد.هر چند که معمولا به اشتباه گالیله را به عنوان مخترع تلسکوپ میشناسند،اما در واقع مخترع تلسکوپ “لیپرشی” عینک ساز هلندی بود.
یک سال بعد گالیله اولین نتایج رصدیش را منتشر کرد:
۱.مشتری اقماری دارد که به دورش میچرخند.
۲.زهره دارای اهله است.
۳.زهره در آسمان بزرگ و کوچک میشود.
۴.راه شیری پر از ستاره است.
۵.روی سطح خورشید لکه هایی وجود دارد.
۶.ماه پر از گودال و دره است.
بسیاری از موارد بالا میتواند نظریه ی بطلمیوسی را نقض کند.بعدها دادگاه تفتیش عقاید گالیله را محاکمه،محکوم به ارتداد و مجبور به توبه کرد.
صبح شب مرگ گالیله،”نیوتون” به دنیا آمد.او در ۱۹ سالگی به کمبریج رفت و در مدت شیوع طاعون و تعطیلی دانشگاه به خانه بازگشت و سه قانون معروف خود را بنا نهاد:
۱.اگر برآیند نیروهای وارد بر یک جسم صفر باشد و یا به آن نیرویی وارد نشود.اگر آن جسم ساکن باشد تا ابد ساکن خواهد ماند و اگر متحرک باشد تا ابد به صورت مستقیم الخط یکنواخت به حرکتش ادامه خواهد داد.
۲.تغییر سرعت یک جسم بر اثر وارد کردن نیرو بر آن همواره متناسب با نیرو و جهت آن در راستای نیروی وارد شده بر آن است.
۳.هر عملی را عکس العملی است،به همان اندازه و در خلاف جهت آن.
بعدها نیوتون قانون گرانش عمومی خود را نیز بنیان نهاد که بر طبق آن هر دو جرم همدیگر را جذب میکنند که این نیرو با جرم دو جسم رابطه ی مستقیم و با مجذوز فاصله ی آنها نسبت عکس دارد.
حال با استفاده از قوانین یاد شده می شد قوانین کپلر را اثبات نمود.
از آن زمان تا سال ۱۹۰۵ اکتشافات زیادی در نجوم اتفاق افتاد که از آنان چشم پوشی میکنیم تا به سال ۱۹۰۵ برسیم.
در این سال آلبرت اینشتین،فیزیک دان برجسته ی قرن بیستم،در چهار مقاله ی خود دنیای فیزیک را متحول نمود.
۱.حرکت براونی
۲.اثر فوتوالکتریک
۳.نسبیت خاص
۴.برابری جرم و ماده
وی همچنین در ۱۹۱۵ نظریه ی نسبیت عام را مطرح نمود.
اینشتین خود میدانست که بر طبق نظریاتش جهان در حال گسترش است،اما خود او با این فرض مخالف بود و در معادلات خود ضریبی به نام “نسب کیهان شناختی” وارد نمود تا جلوی انساط عالم را بگیرد.اما وقتی که “ادوین هابل” انبساط عالم را از طریق طیف سنجی کشف نمود،اینشتین این کار خود را بزرگترین اشتباه زندگیش توصیف کرد.
های متعدد به گل نشست![]()
با وجودی که این سیارک در سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ خطری محسوب نمیشود، رُبع قرن پیش از آن، کشف آپوفیس موجب شگفتی اخترشناسان در سراسر جهان و توجه بسیاری از مردم بهپیامدهای جهانی خطر برخورد سیارکهای نزدیک زمین با سیاره ما شد.
امروز، در فروردین ۱۳۸۶، درست ۲۲ سال تا گذر سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ سیارک باقی است. اما آن روز نیست که توجه و نگرانی ما را برانگیخته بلکه احتمال برخورد سیارک با زمین در هفت سال بعد از آن است. اخترشناسان این احتمال کم را همچون دستاویزی میدانند برای پاسخ بینالمللی درخور بهتهدید جهانی بسیار واقعی اما نادری که بشریت را برای حفظ سیارهِ خود متحد کند.
در تعطیلات کریسمس سال ۲۰۰۴ (زمستان ۱۳۸۳)، چند نفر از ما که خطر برخورد سیارکهای نزدیک زمین را بررسی میکنیم یک نامه الکترونیکی(email) دریافت کردیم که ما را بهجلسهای مهم دعوت میکرد. دو مرکز جهانی پیشبینی برخورد سیارکها (آزمایشگاه جت پروپالشِن ناسا در کالیفرنیا و دانشگاه پیزا در ایتالیا) قرار بود نخستین پیشبینی برخورد احتمالی جسمی با زمین را اعلام کنند؛ برخوردی با رتبه ۲ در مقیاس تورینو (مقیاس تورینو در شکل صفحهِ بعد توضیح داده شده است). گروهی از اخترشناسان، در حالی که تجهیزات جدید رصدخانه کیتپیک آریزونا را در تابستان همان سال آزمایش میکردند، سیارک را کشف کردند که موقتاً آن را ۴۰۰۲۴MN نامیدند. اما بعد سیارک گُم شد. در پاییز همان سال بارِ دیگر رصدش کردند و دریافتند که همان جسم گُمشده است.
تعیین اندازه سیارک ضروری بود، زیرا یک عامل در رُتبهبندی مقیاس تورینو شدت برخورد احتمالی است. قطعی نبودن قطر سیارک در بررسیهای ابتدایی آن را از ۲۰۰ متر تا ۵/۱ کیلومتر ممکن میکرد. برخورد سیارکی ۲۰۰ متری میتواند سبب ویرانی اَبَرشهری عظیم شود یا سونامی وحشتناکی را ایجاد کند. اما جسمی ۵/۱ کیلومتری با نابود کردن لایه اُزُن و احتمالاً بلند کردن مقدار بسیاری غبار، که موجب تغییر دما در کل کره زمین میشود، میتواند فاجعهای جهانی ایجاد کند.
در چند روز بعدِ، اخترشناسان آماتور و حرفهای بسیاری در جهان این سیارک را رصد کردند و موقعیت آن را بهمرکز خُردهسیارههای انجمن بینالمللی نجوم (IAU) در دانشگاه هاروارد گزارش کردند. آزمایشگاه JPL ناسا و دانشمندان دانشگاه پیزا در ایتالیا با استفاده از این رصدهای جدید محاسبات مدار سیارک و احتمال برخورد آن با زمین را دوباره بهروز کردند. بهاین ترتیب احتمال برخورد در روزهای بعدی مُدام بیشتر شد: ۱ به ۱۷۰ در ۲۳ دسامبر، ۱ به ۶۰ در ۲۴ دسامبر، ۱ به ۴۰ در ۲۵ دسامبر، و ۱ به ۳۷ در ۲۷ دسامبر. همچنین برخورد احتمالی در مقیاس تورینو بهرده ۴ رسید. معمولاً، وقتی سیارکی با احتمال برخورد را بیشتر رصد میکنیم احتمال برخورد مُدام کمتر میشود. اما این بار همه چیز برعکس بود!
با این که توجه رسانهها هم بهاین داستان بیشتر میشد، هرگز عنوانهای جنجالی بهآن اختصاص ندادند؛ عنوانهایی که حتی برای اجسامی با احتمال برخورد بسیار کمتر صفِحات روزنامههای جهان را پُر کردند. خوب تعطیلات کریسمس بود و روزنامهنگاران هم بهتعطیلات رفته بودند! از سوی دیگر درست روز ۲۶ دسامبر (۵ دی) پدیده سونامی ویرانی عظیمی در جنوب شرق آسیا بهبار آورد و توجه رسانهها بهآن فاجعهِ غمانگیز جلب شد. غافل از این که برخورد چنین سیارکی با آبهای زمین چه سونامی فاجعهبارتری را پدید خواهد آورد.
با وجودی که این سیارک در سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ خطری محسوب نمیشود، رُبع قرن پیش از آن، کشف آپوفیس موجب شگفتی اخترشناسان در سراسر جهان و توجه بسیاری از مردم بهپیامدهای جهانی خطر برخورد سیارکهای نزدیک زمین با سیاره ما شد.
امروز، در فروردین ۱۳۸۶، درست ۲۲ سال تا گذر سال ۱۴۰۸/۲۰۲۹ سیارک باقی است. اما آن روز نیست که توجه و نگرانی ما را برانگیخته بلکه احتمال برخورد سیارک با زمین در هفت سال بعد از آن است. اخترشناسان این احتمال کم را همچون دستاویزی میدانند برای پاسخ بینالمللی درخور بهتهدید جهانی بسیار واقعی اما نادری که بشریت را برای حفظ سیارهِ خود متحد کند.
در تعطیلات کریسمس سال ۲۰۰۴ (زمستان ۱۳۸۳)، چند نفر از ما که خطر برخورد سیارکهای نزدیک زمین را بررسی میکنیم یک نامه الکترونیکی(email) دریافت کردیم که ما را بهجلسهای مهم دعوت میکرد. دو مرکز جهانی پیشبینی برخورد سیارکها (آزمایشگاه جت پروپالشِن ناسا در کالیفرنیا و دانشگاه پیزا در ایتالیا) قرار بود نخستین پیشبینی برخورد احتمالی جسمی با زمین را اعلام کنند؛ برخوردی با رتبه ۲ در مقیاس تورینو (مقیاس تورینو در شکل صفحهِ بعد توضیح داده شده است). گروهی از اخترشناسان، در حالی که تجهیزات جدید رصدخانه کیتپیک آریزونا را در تابستان همان سال آزمایش میکردند، سیارک را کشف کردند که موقتاً آن را ۴۰۰۲۴MN نامیدند. اما بعد سیارک گُم شد. در پاییز همان سال بارِ دیگر رصدش کردند و دریافتند که همان جسم گُمشده است.
تعیین اندازه سیارک ضروری بود، زیرا یک عامل در رُتبهبندی مقیاس تورینو شدت برخورد احتمالی است. قطعی نبودن قطر سیارک در بررسیهای ابتدایی آن را از ۲۰۰ متر تا ۵/۱ کیلومتر ممکن میکرد. برخورد سیارکی ۲۰۰ متری میتواند سبب ویرانی اَبَرشهری عظیم شود یا سونامی وحشتناکی را ایجاد کند. اما جسمی ۵/۱ کیلومتری با نابود کردن لایه اُزُن و احتمالاً بلند کردن مقدار بسیاری غبار، که موجب تغییر دما در کل کره زمین میشود، میتواند فاجعهای جهانی ایجاد کند.
در چند روز بعدِ، اخترشناسان آماتور و حرفهای بسیاری در جهان این سیارک را رصد کردند و موقعیت آن را بهمرکز خُردهسیارههای انجمن بینالمللی نجوم (IAU) در دانشگاه هاروارد گزارش کردند. آزمایشگاه JPL ناسا و دانشمندان دانشگاه پیزا در ایتالیا با استفاده از این رصدهای جدید محاسبات مدار سیارک و احتمال برخورد آن با زمین را دوباره بهروز کردند. بهاین ترتیب احتمال برخورد در روزهای بعدی مُدام بیشتر شد: ۱ به ۱۷۰ در ۲۳ دسامبر، ۱ به ۶۰ در ۲۴ دسامبر، ۱ به ۴۰ در ۲۵ دسامبر، و ۱ به ۳۷ در ۲۷ دسامبر. همچنین برخورد احتمالی در مقیاس تورینو بهرده ۴ رسید. معمولاً، وقتی سیارکی با احتمال برخورد را بیشتر رصد میکنیم احتمال برخورد مُدام کمتر میشود. اما این بار همه چیز برعکس بود!
با این که توجه رسانهها هم بهاین داستان بیشتر میشد، هرگز عنوانهای جنجالی بهآن اختصاص ندادند؛ عنوانهایی که حتی برای اجسامی با احتمال برخورد بسیار کمتر صفِحات روزنامههای جهان را پُر کردند. خوب تعطیلات کریسمس بود و روزنامهنگاران هم بهتعطیلات رفته بودند! از سوی دیگر درست روز ۲۶ دسامبر (۵ دی) پدیده سونامی ویرانی عظیمی در جنوب شرق آسیا بهبار آورد و توجه رسانهها بهآن فاجعهِ غمانگیز جلب شد. غافل از این که برخورد چنین سیارکی با آبهای زمین چه سونامی فاجعهبارتری را پدید خواهد آورد.
درست همان گونه که انحراف و فاصله جزئی بین چشم های انسان، امکان درک عمق تصویر را به انسان می دهد، قرارگیری این دو ماهواره در مدارهای تعیین شده نیز، امکان تهیه تصاویر سه بعدی از خورشید را فراهم می نماید. این نحوه قرارگیری فضاپیماها، هم چنین به آن ها این امکان را می دهد تا نسبت به اندازه گیری سرعت ذرات ساطع شده از سطح خورشید و میدان مغناطیسی اطراف خورشید نیز اقدام نمایند.این دو رصدخانه فضایی، طی ماموریت دوساله شان، اطلاعات ارزشمندی راجع به چگونگی شکل گیری خورشید، سیر تکامل و تغییرات رخ داده در آن و تاثیرات بین سیاره ای ناشی از انفجارهای رخ داده در سطح خورشید و توده های جرم ناشی از آن که از سطح خورشید خارج می شوند – از سهمگین ترین انفجارات موجود در منظومه شمسی – به زمین ارسال خواهند نمود.توانایی پیش بینی نمودن این انفجارها و آتشفشان های سطح خورشید، این امکان را به ماهواره ها و شبکه های انتقال نیرو در سطح زمین می دهد تا زمان کافی برای افزایش و به کارگیری اقدامات ایمنی داشته باشند و هم چنین درک بهتر این پدیده ها، به مهندسان و متخصصان کمک می نماید تا سیستم هایی ایمن تر و کارآتر را طراحی نمایند..
ماموریت "استریو" که در چارچوب طرح "کاوشهای زمینی-خورشیدی" اداره علوم فضایی سازمان ناسا قرار دارد،شامل دو فضاپیما است.هدف از ماموریت "استریو "،بررسی نحوه جریان انرژی و ماده از خورشید به سمت زمین و بدست آوردن ساختار سه بعدی و علت بروز فورانهای عظیم ماده که از لایه بیرونی خورشید،موسوم به تاج coronaبه سمت بیرون پرتاب می شوند است.همچنین دانشمندان به کمک این ماموریت،قادر به دریافت هشدارهای لازم در مورد فورانهای خورشیدی که مستقیما به سمت زمین حرکت می کنند هستند.
برای راحت تر دیدن این تصویر از عینکهای سه بعدی استفاده کنید
.تصوير زير يكي از تصاوير تركيبي است كه از دو جهت مختلف تصوير برداري شده است.

سايت استريو : http://stereo.gsfc.nasa.gov
توجه: این سوالات با فرمت PDF میباشد و به برنامه ACROBAT نیاز است.
سلام
امروز ، 26 فرودین روز افتتاح HSAG می باشد به این مناسبت تصمیم گرفته شد تا عملکرد وبلاگ در سال گذشته مورد بررسی قرار گیرد بدین منظور فرم زیر را برایتان آماده کریم. با تشکر HSAG
پر بیننده ترین مطلب : 1_پاسخنامه سومین المپیاد نجوم، نوشته شده توسط سپهر اجلال در تاریخ 5/12/1385 ( 6 نظر ) 2_بیگ بنگ، نوشته شده توسط سلمان حسین نژاد در تاریخ 28/9/1385
پر مطلب ترین ماه : اردیبهشت سال1385 با 23 مطلب
پر مطلب ترین موضوع : اختر فیزیک با 20 مطلب
تعداد کل مطالب: 72 عدد
کل بازدیدها :2136
پر بیننده ترین روز : 26/1/13856 با 36 بیننده
نویسندگان : 1_سپهر اجلال : 19 مطلب ، آخرین مطلب نوشته شده در تاریخ 21/1/1386 2_ کیارش وزیر زاده : 23مطلب ، آخرین مطلب نوشته شده در تاریخ 30/11/1385 ۳ـسلمان حسین نژاد : 4 مطلب ، آخرین مطلب نوشته شده در تاریخ 28/9/1385 4_علی احمدیان : عضویت موقت
5_آقای کامیار احمدی (مدیر و ناظر وبلاگ) : 21 مطلب ، آخرین مطلب نوشته شده در تاریخ 20 /12/1385
به مناسبت این روز خجسته آدرس وبلاگ به http://www.hsag.coo.ir تغییر یافته شد و وب از حالت وبلاگ وابسته خارج شد.
مرحله دوم المپيادهاي علمي كشور با همكاري سازمانهاي آموزش و پرورش طي هشت روز در مراكز استانها برگزار مي شود
برای اطلاع از زمان بر گزاری آزمون ها و اطلاعات تکمیلی اینجا کلیک کنید
برای مشاهده اینجا کلیک کنید.
توجه: فایل با فرمت PDF است و برای نمایش به برنامه ACROBAT نیاز است.
منبع : parssky.com
دید کلی
انسانهای باستانی به این نکته پی برده بودند که آسمان به صورت کرهای میماند که در درون آن ستارگان (ثوابت) حضور دارند، در حالی که اجزاء منظومه شمسی در این صحنه جابجا میشوند. هنوز بسیاری از یافتهها و ادراکات آن زمان ، برای علاقمندان به ستاره شناسی در دنیای امروز هم بکار برده میشود.کره سماوی
کره سماوی عبارت است از یک کره تخیلی بزرگ بی انتها که «زمین» را در برگرفته و به نظر میرسد که کلیه اجرام آسمانی به آن چسبیدهاند. «استوای سماوی» نیز تصویری است از استوای زمین روی کره سماوی ، به همین ترتیب «قطبین سماوی» تصویری از قطب شمال و جنوب جغرافیایی زمین ، بر روی کره سماوی میباشد. «دایرة البروج» یا دایره گرفتگی میتواند تصویر مدار گردش زمین بر روی کره سماوی باشد و یا به تعبیری ، مسیر عبور سالیانه خورشید در آسمان (این مسیر دارای انحراف 4/23 درجهای نسبت به استوای سماوی است، که خود معلول انحراف 4/23 درجهای محور زمین میباشد). «قطبین دایرة البروج» محل تلاقی کره سماوی و خط فرضی است که عمود بر مرکز دایرة البروج ترسیم شده است.منطقة البروج و دایرة البروج
یکی از اولین مناطقی که شما ممکن است مایل باشید در آسمان شب مورد شناسایی قرار دهید، منطقة البروج و خط مرکزی آن یعنی دایرة البروج است که در درون آن نوار زمین ، خورشید ، ماه و سیارات عبور مینمایند. ضمن این که کره زمین گردش سالانه را در مدار خود انجام می دهد، به نظر می رسد که خورشید مسیری را نسبت به آسمان پشت سر خود در درون ستارگان می پیماید. این مسیر ظاهری را اصطلاحاً دایرة البروج یا دایره گرفتگی گویند و سطحی شامل 8 درجه شمال و جنوب آن، منطقه البروج می گویند. از آنجا که تمام سیارات (به جز پلوتو) کم و بیش در صفحه ای هم خوان با زمین حرکت می کنند، لذا همه در درون نوار دایرة البروج هستند.در حدود قرن پنجم قبل از میلاد، اخترگویان بابلی (و شاید یونانی) ، دایرة البروج را به 12 قسمت که هر کدام حدود 30 درجه اند، تقسیم و هریک را با نام یک صورت فلکی شناسایی می کردند. نام تمام 12 برج به جز یکی (صورت فلکی میزان) از اسامی جانداران گرفته شده و به همین دلیل نام منطقه البروج در اصل «دایره ی حیوانات» بوده است.
دایرة البروج
زمین در یک سال شمسی یک بار به دور خورشید در جهت مغرب به مشرق می چرخد. در نتیجه ، چنانکه یک ناظر زمینی بتواند وضعیت خورشید را نسبت به ستارگان آسمان ، در مدت یک سال در نظر داشته باشد، ظازرا چنین خواهد پنداشت که این خورشید بوده که در مدت یکسال شمسی یک بار به در زمین گشته است. مسیر حرکت ظاهری سالانه خورشید به دور زمین را دایرة البروج می نامند. به عبارت دیگر دایرة البروج ، دایره عظیمه ای است که بر روی کره سمای قرار دارد و حرکت ظاهری سالانه خورشید به دور زمین ، بر روی آن ، صورت می گیرد. همچنین چنانکه ناظری فرضی در خورشید ، بتواند نظاره گر زمین باشد ، مسیبر حرتکت انتقالی زمین زمین به دور خورشید را در مسی همان دایرة البروج خواهد دید . به هیمنه علت ، دایرة البروج بصورت دیگری نیز تعریف می شود: بدین ترتیب که محل تلاقی صفحه مسیر حرکت انتقالی زمین با کره سماوی را نیز دایرة البروج می گویند.از آنجایی که محور چرخشی زمین بر سطح مدار حرکت انتقالی آن عمود نیست ، لذل تصویر این مسیر بر کره سماوی ، یعنی دایرة البروج ، بر محور سماوی ، عمود نمی باشد بلکه نسبت به آن متمایل است. زاویه بین صفحه دایرة البروج و دایره استوا ، در حدود 23 درجه و 27 دقیقه است و به نام تمایل نامیده می شود. اندازه این زاویه در طول یک قرن به اندازه 47 ثانیه کم می شود. اندازه متوسط تمایل در سال 1972 برابر 23 درجه و 26 دقیقه و 34.52 ثانیه بوده است. محوری که از مرکز کره سماوی گدشته و بر سطح دایرة البروج عمود باشد، کره سماوی را در دو نقطه به نامهای قطب شمال دایرة البروج و قطب جنوب دایرة البروج قطع می کند.
مختصات استوایی
یکی از مجموعههای عمومی که برای معرفی مختصات سماوی بکار گرفته میشود، به نام مختصات استوایی است که بر اساس استوای سماوی بنا نهادهاند. مختصات شمال جنوب که معادل سماوی برای عرض روی «زمین» محسوب میشود به نام «میل» است و مانند عرض بر حسب درجه ( ۫ ) ، دقیقه ( ' ) و ثانیه ( " ) از صفر بر روی استوای سماوی تا 90 درجه در جنوب بر روی قطبین سماوی ، اندازه گیری میشود. کل دایره سماوی به 360 درجه تقسیم میگردد. یک درجه میتواند به 60 دقیقه کمانی ( َ' 60) و یک دقیقه کمان به 60 ثانیه کمانی ( " ) تقسیم شود.مختصات شرقی ، غربی که معادل طول جغرافیایی بر روی زمین است به نام «بعد» ، خوانده شده که معمولاً در جهت شرقی به دور آسمان و بر حسب ساعت (h) ، دقیقه (m) و ثانیه (s) زمانی است که گاهی بر حسب درجه هم اندازه گیری میشود. از آنجا که زمین هر 360 درجه را در 24 ساعت طی میکند، لذا یک ساعت (1h) از بعد و از زمان ، معادل 15 درجه کمان ، یک دقیقه (1m) از بعد معادل 15 دقیقه ( '15 ) کمان و یک ثانیه ("ً1) بعد ، مساوی با 15 ثانیه ( "15) کمان است. «نقطه صفر» نقطهای است که خورشید (و در نتیجه دایرة البروج) استوای سماوی را درجریان عبور از جنوب به شمال در هر بهار قطع میکند که آن را «نقطه اعتدال بهاری» یا «ابتدای حمل» نیز گویند، زیرا در دوران یونان باستان خورشید در این زمان در صورت فلکی حمل بوده است.
این نقطه شباهت به گرینویچ روی زمین و نصف النهار دارد که از آن میگذرد و مبنای اندازه گیری طول جغرافیایی محسوب میشود. سامانه مختصات استوایی معمولاً برای بیان موقعیت اجرام ثابت فلکی بکار برده میشود. ستارگان و اجرام عمق آسمان در کاتالوگها با همین بعد و میل نسبت به یک زمان یا دوره معین ، نشان داده میشوند. این مختصات دارای تغییرات بسیار جزئی ، آن هم به علت حرکت تقدیمی زمین است . به یاد داشته باشید که سمت «شمال» و «جنوب» در کره سماوی به مفهوم در جهت شمال و جنوب قطبین سماوی قرار گرفتن است. «شرق» هم همیشه به معنای افق شرقی است.
نقاط اعتدال
دایرة البروج و کره سماوی بر روی کره سماوی همدیگر را در دو نقطه به نام نقاط اعتدال قطع میکنند. میل خورشید به هنگام عبور از نقاط اعتدال برابر صفر درجه میشود. یکی از نقاط اعتدال به اعتدال بهاری موسوم بوده و میل خورشید بعد از عبور از آن از جنوبی به شمالی و یا از علامت منفی به مثبت تغییر مییابد. فصل بهار در لحظه عبور خورشید از نقطه اعتدال بهاری آغاز میگردد. گر چه میتوان نقطه اعتدال بهاری بر روی کره سماوی را نقطه ثابتی فرض کرد، اما محل آن بر روی دایرة البروج سالیانه به اندازه 50.26 ثانیه قوسی به طرف مغرب تغییر مکان میدهد و در نتیجه این تغییر خود موجب تغییر مختصات ستارگانی که نسبت به این نقطه سنجیده میشوند، میگردند. نقطه دیگر به اعتدال پاییزی موسوم است و میل خورشید بعد از عبور از آن از شمالی به جنوبی و یا علامت آن از مثبت به منفی تغییر میکند. فصل پاییز در لحظه عبور خورشید از نقطه اعتدال پاییزی شروع میشود. فاصله زمانی بین دو نقطه اعتدال در حدود شش ماه است.نقاط انقلاب
نقاط انقلاب بر روی دایرة البروج دو نقطهای است که میل خورشید به هنگام عبور از آنها بیشترین اندازه شمالی و یا جنوبی (مثبت و یا منفی) را داراست. زمانی که خورشید دارای بیشترین میل به طرف شمال است به نام انقلاب تابستانی معروف است. عبور خورشید از این نقطه ، سرآغاز فصل تابستان در نیمکره شمالی (فصل زمستان در نیمکره جنوبی) است. وقتی خورشید دارای بیشترین میل به طرف جنوب بوده به انقلاب زمستانی موسوم است. این دو حالت عکس هم هستند
رصدخانه جنوبی اروپا، تصویر 256مگاپیکسلی سحابی رتیل را منتشر کرد.


سوالات با فرمت Acrobat) PDF) میباشد. حجم مورد نیاز: MB 1.38
در ضمن ۳ اسفند روز المپیاد نجوم را فراموش نکنید.![]()
آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجوددارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره ای به نام زمین با کوه های مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می کند؟
آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟
اگر جوابتان مثبت است ، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد
نظریه جهان های موازی
اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می کنند. بنابر این پیش بینی ساده ترین و پر طرافدار ترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود 10280 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می کنند
این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسی های نجومی است اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیالپردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است
فضای بیکران
اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد.
در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالت های ممکن ار گزینه های موجود در زندگی ما را تجربه می کنند. من و شما احتمالا هرگز "خود" های دیگران را نخواهیم دید
وسعت عالم
دورترین فاصله ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می کند.
به طور مشابه ، عالم های خود های دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده ترین و سر راست ترین نمونه از جهان های موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.
جدال فیزیک و متا فیزیک
با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است
مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله ها را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است
پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خو را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند
انواع جهان های موازی
دانشمندان تاکنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست ، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می توان داشته باشد
یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهان های موازی دیگر مفهومی خیالپردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر این گونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است
فراسوی محدوده دید تلسکوپ های ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند آن نواحی یکی از انواع جهان های موازی هستند. دانشمندان حتی می توانند محاسبه کنند که این جهان ها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهم تر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است
زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می گیرند که جهان های دیگر می توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهان ها بسیاری از جنبه های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد
منبع: بیکران علم
9 فروردين خورشيدگرفتگي كلي (جزئي در آسمان ايران)
20 فروردين كشيدگي غربي عطارد (افق شرق صبحگاهي)
24 فروردين اختفاي سماك اعزل با ماه (خروج 35:19)
29 فروردين زهره در نيمدرجهاي اورانوس (افق شرق صبحگاهي)
14 ارديبهشت مقابله مشتري (درخشانترين و نزديكترين وضعيت)
16 ارديبهشت اوج بارش شهاب اتا-دلوي (بامداد)
20-15ارديبهشت مناسبترين شبهاي رصد اوج درخشش دنبالهدار شواسمان-واخمان
3 خرداد مقارنه 3 درجهاي هلال ماه و زهره (افق شرق صبحگاهي)
25 خرداد گذر مريخ از خوشه كندوي عسل، در يك درجهاي زحل (افق غرب شامگاهي)
28 خرداد مريخ و زحل در نيمدرجهاي (افق غرب شامگاهي)
2 تير نزديكي زهره، هلال ماه و خوشه پروين، اختفاي پروين در غرب ايران (افق شرق صبحگاهي)
7 تير هلال ماه در 2 درجهاي زحل و 3 درجهاي مريخ (افق غرب شامگاهي)
5 مرداد هلال ماه در كمتر از يك درجهاي مريخ (افق غرب شامگاهي)
16 مرداد كشيدگي غربي عطارد (افق شرق صبحگاهي)
20 مرداد مقارنه 2 درجهاي زهره و عطارد (افق شرق صبحگاهي)
22 مرداد اوج بارش شهاب برساوشي (حدود 5/2 بامداد)
28 مرداد زهره در نيمدرجهاي خوشه كندوي عسل (افق شرق صبحگاهي)
30 مرداد مقارنه نيمدرجهاي عطارد و زحل (افق شرق صبحگاهي)
31 مرداد هلال ماه در 5/2 درجهاي زهره، و زحل و عطارد در 2 درجهاي يكديگر (افق شرق صبحگاهي)
5 شهريور مقارنه كمنظير زهره و زحل در 5 دقيقه قوس از يكديگر (افق شرق صبحگاهي)
16 شهريور ماهگرفتگي جزئي از حدود ساعت 21:22
21 شهريور اختفاي خوشه پروين در پشت ماه از حدود ساعت 22
24 شهريور مقارنه كمنظير 10 دقيقه قوسي عطارد و مريخ (افق غرب شامگاهي)
31 شهريور خورشيدگرفتگي حلقوي، از ايران ديده نميشود.
24 مهر كشيدگي شرقي عطارد (افق غرب شامگاهي)
15 آبان اختفاي خوشه پروين در پشت ماه از حدود ساعت 18
17 آبان گذر عطارد از مقابل خورشيد، از ايران ديده نميشود.
24 آبان مقارنه نيمدرجهاي زهره و مشتري (افق غرب شامگاهي، نزديك بهخورشيد)
27 آبان اوج بارش شهاب اسدي (20:00 بامداد) و احتمال اوج ديگري در بامداد 28 آبان
4 آذر كشيدگي غربي عطارد (افق شرق صبحگاهي)
20 و19 آذر اجتماع كمنظير مشتري، مريخ و عطارد در كمتر از 2 درجهاي يكديگر (افق شرق صبحگاهي)
24 آذر اوج بارش شهاب جوزايي (حدود 5/2 بامداد)
15 دي اوج بارش شهاب رُبعي (صبحدم)
16 دي مقارنه نيمدرجهاي ماه و زحل
28 دي مريخ ميان دو سحابي 8M و 20 M(افق شرق صبحگاهي)
30 دي هلال ماه در 2 درجهاي زهره (افق غرب شامگاهي)
7 بهمن اختفاي خوشه پروين در پشت ماه (نيمه شمالي ايران) از حدود ساعت 30:20
14 بهمن زحل در 1/0 درجهاي ماه و اختفاي استثنايي خراشان زحل در شمال ايران (حدود 3 بامداد)
18 بهمن كشيدگي شرقي عطارد (افق غرب شامگاهي)
21 بهمن مقابله زحل (درخشانترين و نزديكترين وضعيت)
30 بهمن مقارنه 2 درجهاي هلال ماه و زهره (افق غرب شامگاهي)
6 اسفند اختفاي ستاره بتا-ثور در پشت ماه، قابل مشاهده از شرق ايران بيدرنگ پس از غروب خورشيد
11 اسفند مقارنه نيمدرجهاي ماه و زحل (افق غرب صبحگاهي)
12 اسفند ماهگرفتگي كلي در آسمان ايران، از حدود ساعت 23 تا سپيدهدَم 13 اسفند
28 اسفند كشيدگي غربي عطارد (افق شرق صبحگاهي)، خورشيدگرفتگي جزئي، قابل مشاهده از شرق ايران بيدرنگ پس از طلوع خورشيد
ببخشید که یه کم دیر شده
بارشهای شهابی

در شبی صاف و تاريک يک رصدگر ممکن است در هر ساعت چند شهاب ببينيد. به اين شهابها که در جاهای مختلف آسمان مشاهده می شوند. شهاب های پراکنده گفته می شود. اين گونه شهابها ، از نقطه خاصی در فضا نمی آيند و عامل به وجود آورنده آنها ، ذرات ريز بين سياره ای است که به طور پراکنده در اطراف مدار زمين پخش شده اند. اما در برخی از شبها تعداد شهابها به طور چشمگيری افزايش می يابد و ممکن است به دهها شهاب در ساعت برسد. در اين صورت به اين پديده بارش شهابی می گوييم.
بارش های شهابی هنگامی رخ می دهند که زمين در مدار خود با توده ای از شهابواره ها برخورد کند. منشاء بسياری از آنها ، دنباله دارها هستند. اين صخر های يخی با حرکت در مدار خود ذرات ريزی به جا می گذارند. با نزديک شدن دنباله دار به خورشيد تعداد ذرات به جا مانده افزايش می يابد. بنابراين مدار دنباله دار مملو از ذراتی می شود که با همان سرعت دنباله دار و تقريبا" در همان مدار به دور خورشيد می گردند. به دليل حرکت متناوب زمين به دور خورشيد، سياره ما در زمان مشخصی از سال به نزديکی مدار دنباله دار می رسد و با برخورد به اين ذرات بارش شهابی رخ می دهد. البته بارشهايی نيز شناخته شده اند که منشاء آنها سيارکها هستند که معروفترين نمونه آن بارش جوزايی است که منشاء آن سيارک است.
شهابواره ها تقريبا" در مسيرهايی موازی يکديگر و با سرعت يکسانی وارد جو می شوند. عمل سوختن و يونيزه شدندنيز بيشتر در ارتفاع ۸۰ تا ۱۲۰ کيلومتری بالای سطح زمين رخ می دهد. اين فاصله برای ناظری که روی سطح زمين ايستاده،فاصله بسيار دوری است.بنابراين به دليل اثر پرسپکتيو چنين به نظر می رسد که شهاب ها از يک نقطه آسمان خارج می شوند. به اين نقطه کانون بارش می گويند. البته به دليل سرعت اوليه ذرات به جا مانده از دنباله دار و اختلاف ناچيز سرعت ذرات با يکديگر، کانون دقيقا" يک نقطه نيست.بلکه محدوده کوچکی در آسمان است.
بارشهای شهابی با اسم صورت فلکی نامگذاری می شوند که کانون بارش در زمان اوج فعاليت در آن قرار دارد.مثل بارش شهابی برساووشی که کانون آن در صورت فلکی برساووش است. اگر کانون دو يا چند بارش در يک صورت فلکی باشد، از نام ستاره درخشان نزديک کانون هم استفاده می شود مانند بارش اتا- دلوی يا دلتا-دلوی . گاهی اوقات هم برای مشخص کردن چندين بارش در يک صورت فلکی از نام ماه اوج بارش نيز کمک گرفته می شود.
بیگ بنگ چیست؟
تئوری بیگ بنگ چیره ترین تئوری علمی ای است که در مورد منشاً کائنات وجود دارد. تئوری بیگ بنگ میگوید کائنات چیزی بین 10 تا 20 میلیارد سال قبل (دانشمندان هنوز در حال تلاش برای یافتن این زمان با دقت بیشتر هستند) توسط یک انفجار کیهانی که باعث پرتاب شدن ذرات به جهات مختلف شد بوجود آمد.
یک روحانی بلژیکی به نام جورج لماتره (Georges Lema?re) در سال 1927 برای اولین بار پیشنهاد کرد که کائنات از انفجار اتمهای اولیه پدید آمده است. ادعای وی وقتی جدی تر گرفته شد که ستاره شناسان توانستند خطوط قرمزی در سحاب هایی که در فاصله بسیار زیادی از زمین قرار دارند مشاهده کنند. سالها بعد ادوین هابل (Edwin Hubble) با مشاهده اینکه فاصله بین کهکشانها بصورت متناسب با فاصله ای که از یکدیگر دارند در حال زیاد شدن است به قوام تئوری لماتره افزود و آنرا بطور جدی تر مطرح کرد.
بیگ بنگ سر انجام وقتی بصورت بسیار جدی تر مطرح شد که توانست جواب قانع کننده ای برای اینکه چرا اجرام آسمانی در حال دور شدن از ما هستند بدهد. این تئوری همچنین وجود تشعشات کیهانی (cosmic background radiation) را که در واقع همان نورهایی است که از این انفجار بزرگ باقیمانده توجیه میکند. تئوری بیگ بنگ وقتی که این تشعشات در سال 1964 توسط رابرت ویلسون (Robert Wilson) و آرنو پنزیاس (Arno Penzias and Robert Wilson) کشف شدند و این دو دانشمند بخاطر این کشف خود جایزه نوبل را بردند از طرف جامعه علمی جهان تایید شد.
به دلیل تازه بودن فن آوری فضاپیمایی، کیهان شناسی در دوران های سنتی خود به عنوان علمی که فقط جنبه تئوری برای تئوریهای خود دارد به تمسخر گرفته میشد اما دستاوردهای اخیر بشری اجازه آزمایش های دقیق روی تئوریهای مختلف کیهانشناسی و فیزیکی را به دانشمندان این رشته میدهند. سازمان ناسا در سال 1990 سفینه ای با نام مستعار (COBE) تخفیف یافته از (Cosmic Background Explorer) را به فضا پرتاب کرد تا با اندازه گیری تشعشاتی که از آنها یاد شد تئوری بیگ بنگ را آزمایش کند و ناسا اعلام کرد که تئوری بیگ بنگ سخت ترین آزمایش های ممکن را با موفقیت رد کرده است. این سفینه طیف نوری این تشعشات را با دقت بسیار زیاد مورد بررسی قرار داد و صحت تئوری بیگ بنگ را چنان تایید کرد که دانشمندان حتی از دقت این اطلاعات میتوانند مانند سرعت نور شروع به واحد گذاری در اندازه گیریهای دیگر کنند. منبع +
تصویری از COBE
همانطور که بطور مختصر اشاره شد برای تئوری بیگ بنگ علاوه بر مشاهدات و آزمایش ها دو استدلال اساسی وجود دارد.
-
مشاهده امواج مایکرویو که به سراسر کائنات سرایت کرده اند و از وقتی که کائنات رو به سردی رفت تا وقتی که کاملا شفاف بود در حال سیر در فضا بوده اند.
-
فاصله بین کهکشان ها در فضا در حال افزایش است و این نشان میدهد که این کهکشان ها در لحظه ای قبل تر از حال، فاصله کمتری نسبت به یکدیگر داشته اند، و در نتیجه اگر زمان را به عقب برگردانیم، این کهکشانها به هم نزدیک و نزدیکتر میشوند تا جایی که به یک نقطه میرسند و اگر زمان را به حال خود رها کنیم حالت انفجار (BANG) بزرگ (BIG) را خواهیم دید.
شایان ذکر است در سالهای اخیر عده ای ادعا کرده اند که سرعت این دور شدن بین کهکشان ها در حال افزایش است و این نشان میدهد که دلیل این گسترده شدن نمیتواند یک انفجار باشد، اما این افراد هنوز نتوانسته اند با ارائه اسناد و مدارک و دلایل کافی علمی تئوری بیگ بنگ را بطور جدی زیر سوال ببرند.
بیگ بنگ بعنوان ابتدای کائنات شناخته میشود، تمام کائنات شامل انرژیها و مواد آن در یک ذره کوچکتر از هسته یک اتم گنجانده شده بوده است به زمانی که کائنات در این حالت بوده است زمان یگانگی میگویند. بیگ بنگ علاوه بر ابتدای کائنات، بعنوان ابتدای زمان و فضا در تعریف فیزیکی آن مطرح است. بعد از یک انفجار بزرگ که باعث تریلیونها درجه حرارت شد موادی که بی نهایت چگال بودند (جرم بالا و حجم کم داشتند) در کسر بسیار کوچکی از یک ثانیه در جهات مختلف به اطراف پاشیده شدند.
این مواد بسیار چگال بودند و بصورت سنگهای آسمانی بسیار داغ به اطراف پرتاب شدند. این انفجار ناگهانی باعث بوجود آمدن تمام نمونه های درون اتمی (فوتون ها، الکترون ها، هسته ها و...) شدند که باعث ایجاد ماده و انرژی و زمان و فضا شد و این اتفاق برابر با زمانی بود که ساعت کائنات شروع به کار کرد.
اتفاقاتی که بعد از بیگ بنگ افتاد و زمان دقیق آنها همچون زمان بوجود آمدن عناصر شیمیایی، تشعشعات مایکروویوی که راجع به آنها سخت گفتیم و.. همه بصورت زیر مرتب میشوند.
بلافاصله بعد از بیگ بنگ اندازه کائنات از اندازه هسته یک اتم به چیزی در حدود 10 به توان 35 متر افزایش پیدا میکند. به این اتفاق "Inflationary Epoch" گفته میشود. این حجم حاصله از بیگ بنگ بصورت کاملا قرینه از طرفین دیده میشود.
از 10 به توان -35 ثانیه تا 10 به توان -43 ثانیه ثانیه پس از بیگ بنگ که به "Plank Epoch" معروف است
در این بازه زمانی حرارت ذرات حدود 10 به توان 32 تا 10 به توان 27 درجه کالوین تخمین زده میشود.
از 10 به توان -35 تا 10 به توان -12 ثانیه پس از بیگ بنگ که به "Grand Unification Epoch " معروف است
در این بازه زمانی حرارت ذرات حدود 10 به توان 27 تا 10 به توان 15 درجه کالوین تخمین زده میشود. ذرات شروع به سرد شدن میکنند.
از 10 به توان -12 تا 10 به توان -6 ثانیه پس از بیگ بنگ که به "Electroweak Epoch" معروف است.
در این بازه زمانی حرارت ذرات حدود 10 به توان 15 تا 10 به توان 13 درجه کالوین تخمین زده میشود. ذرات شروع به سرد شدن میکنند و کائنات شکل میگیرد
3 ثانیه بعد از بیگ بنگ، عناصر اولیه شروع به شکل گیری میکنند. اولین چیزی که پدید می آید هسته هیدروژن است. بعد از پدید آمدن هسته های هیدروژن باهم پیوند خردند و هلیوم پدید آوردند. به این پدیده "Nucleosynthesis" گفته میشود.
10,000 سال بعد از بیگ بنگ دوران تشعشعات مایکروویو که از آنها یاد شد. بیشتر کائنات در این زمان همچنان بصورت امواج (نوعی از انرژی) بود. این امواج شامل امواج اشعه ایکس و رادیویی و فرابنفش میشدند
300,000 سال بعد از بیگ بنگ دوران چیرگی ماده بر انرژی (از لحاظ تکثر). در این دوران امواج به طول موجهای بیشتری رسیدند (هرچه طول موج بیشتر باشد مقدار انرژی یک موج کمتر است) و دما حدود 10 هزار درجه کلوین بود. اتمهای لیتیوم در این دوران در حال شکل گیری بودند و الکترونهایی که با هسته های هیدروژن و هلیوم پیوند خوردند نمونه های اتمی پایداری را تشکیل داده بودند.
300 میلیون سال بعد از بیگ بنگ ستاره ها و کهکشانها شروع به شکل گرفتن میکنند. کائنات تا این زمان بصورت یک ابر بسیار بزرگ از گاز بود تا اینکه در این دوران قسمتهای نامتوازن این ابر بزرگ از گاز شروع به جذب مواد بیشتر کرد و این امر باعث شد این بسته های گازی چگال و چگالتر از گذشته شوند. سر انجام ستاره ها شروع به انفجار کردند (به پایان رسیدن عمر یک ستاره و پایان آنرا سوپرنوا مینامند Supernova پدیده بسیار جالب دیگریست که توضیح آن خارج از این نوشتار است.) و تولد ستاره های جدید شد که مجموعه کثیری از این ستاره ها ایجاد کهکشانها را باعث شد.
وضعیت کائنات بعد از بیگ بنگ
دماهای مختلف بعد از بیگ بنگ
برای بزرگتر شدن این تصویر روی آن کلیک کنید
پدید آمدن این کهکشانهای اولیه حدود 12 تا 15 سال قبل از پدید آمدن منظومه شمسی و کهکشان راه شیری ما بود. کائنات از آن دوران تابحال در حال ایجاد کردن کهکشانها و ستاره ها همچون ستاره ما (خورشید) است.
باید توجه داشت که بیپ بنگ ابتدای وجود کائنات است، نه ابتدای هستی! بحث در مورد اینکه قبل از بیگ بنگ چه اتفاقی افتاده و سوال بسیار رایجی که خداپرستان مطرح میکنند مبنی بر اینکه آن ذره اولیه را چه کسی (!) آنجا قرار داده و یا رد برهان کشکی اثبات وجود خدا از طریق بیگ بنگ را میتوانید در نوشتار های زیر بیابید.
دلیل بیگ بنگ چه بوده است؟ اولین موجود رو کی آفرید؟ چرا یک چیز نمیتواند از ناچیز بوجود بیاید؟
پس دنیا وانسان را که بوجود آورده است؟
بعضی از افراد هنگام شنیدن یک تئوری میگویند این که هنوز اثبات نشده است! این افراد که اصولا اطلاعات چندانی راجع به چیستی و چگونگی مفاهیم علمی ندارند، نمیدانند تئوری یعنی چه، در مورد علم و تئوری و... میتوانید در نوشته ای با فرنام علم چیست؟ اطلاعات بیشتری بیابید.
در مقام مقایسه بیگ بنگ و آنچه قرآن در باره پدید آمدن کائنات میگوید و ادعای پوچ مسلمانان مبنی بر اینکه به بیگ بنگ در قرآن اشاره شده است (!) نوشتاری توسط دکتر میرزا روشنگر با فرنام قرآن و پیدایش جهان و همچنین نوشته ای با فرنام بر رسی آفرینش جهان هستی درکلام الله دروغی بزرگتر از جهان هستی توسط آله دال فک توصیه میشود.
مدارگرد نقشهبردار سراسری مریخ، MGS، یکی از موفقترین و قدیمیترین ماموریتهای ناسا در مریخ است. این فضاپیما در پاییز 1375بهفضا پرتاب شد، شهریور سالبعد در مدار مریخ قرار گرفت و نقشهبرداری خود را از بهار 1377 آغاز کرد. پساز هشت سال، این فضاپیما هنوز دادههای ارزشمندی را به زمین ارسال میکند.

منبع : parssky.com
اگر چه مکان این سیاره از نظر تئوریک می تواند نشانی بر وجود آب باشد ٬ با این حال این سیاره در میان یک اتمسفر هیدروژنی عریض قرار گرفته است و احتمالا برای زندگی بر اساس معیارهایی که ما از آنها اطلاع داریم مناسب نیست .
این سه سیاره ی کوچک به دور ستاره کم نوری موسوم به HD 69830 که در فاصله ی ۴۱ سال نوری از صورت فلکی تفر واقع است ٬ می چرخند . پیش از این دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضائی اسپتیزر دریافته بودند که این ستاره دارای یک کمربند دنباله دار در مدار خود است . در صورت اثبات قطعی این ادعا ٬ این ستاره نخستین ستاره ای خواهد بود که از نظر حجم و سن شباهت زیادی به خورشید دارد .

زحل دومين سياره بزرگ منظومه شمسی است . زحل هم مانند مشتری به جای سنگهای سخت از گاز تشکيل شده است و با توجه به اندازه اش، تند می چرخد . فقط تقريباً 10ساعت و 15 دقيقه طول می کشد که اين سياره يک بار به دور محور خود بچرخد . يکی از نتايج چنين چرخش سريعی، فرورفتگی در قطبهای آن است؛ درست مانند قطبهای هر سياره گازی ديگری که تند بچرخد. دومين نتيجه، وزش بادهای بسيار شديد در سطح آن است . در منطقه استوای زحل،بادها در همان جهت چرخش سياره می وزند، در حالی که در مناطق نزديک قطبها، جهت وزش باد عکس جهت چرخش زحل است . جو زحل در فاصله بين اين دو کمربند، آشفته و به طوفانی خشن تبديل می شود و سرعت باد اغلب به 1800 کيلومتر در ساعت می رسد .
زحل سياره ای حلقه دار و صاحب اقمار است . اين حلقه ها از تعداد زِيادی قطعات کوچک يخ و سنگ تشکيل شده است . هرچند که اکنون هفت حلقه مختلف در اطراف زحل تشخيص داده شده است، اما در مورد منشأ اين حلقه ها هنوز نظر واحدی به دست نيامده است .
فضا آزماهای ويه جر نه تنها اطلاعات بيشتری درباره حلقه های زحل به دست آورده اند، بلکه قمرهای ديگری را نيز کشف کرده اند . تاکنون حداقل 21 قمر کشف شده است که کمتر از نصف آنها را می توان با تلسکوپ مشاهده کرد . برخی قمرهای تازه کشف شده بسيار کوچکند و بعضی فقط 30 کيلومتر قطر دارند . ساير قمرها بسيار بزرگند . مثلاً تايتان که دومين قمر بزرگ منظومه شمسی است، 5100 کيلومتر قطر دارد و فقط گانيمد، يعنی قمر غول پيکر مشتری از آن بزرگتر است.
قانون اول را را به همان صورت می پذیریم و به سراغ قوانین دوم و سوم می رویم :
قانون دوم کپلر
نیوتون به منظور به دست آوردن سه قانون تجربی کپلر ، قوانین حرکت و گرانش اش را با یکدیگر ترکیب کرد : و برای قانون دوم این روابط را برای بدست آوردن سرعت در نقطه اوج و حضیض را بدست آورد:
^V=(2лA/P)[(1+e)/(1-e)]^1/2 برای نقطه حضیض (نزدیکترین فاصله)
^V=(2лA/P)[(1-e)/(1+e)]^1/2 برای نقطه اوج (دورترین فاصله)
که A فاصله متوسط یا همان نیم قطر اطول با واحد AU(فاصله متوسط زمین ) و P دوره تناوب با واحد سال زمینی و e خروج از مرکز بیضی می باشد . که می توان فهمید که سرعت سیاره در نقطه حضیض از نقظه اوج بیشتر است .شکل 4

شکل ۴
قانون سوم کپلر
نیوتون توانست این قانون را به صورت زیر درآورد و از قوانین خودش این قاون را اثبات کند :
(p^2^=4л^2^a^3^/G(m1+m2
حال اگر زمان تناوب نجومی pرا بر حسب سال و نیم قطر اطولa را بر حسب AU اندازه بگیریم ، ساده سازی خوبی بدست می آید:
^mp/M+1=a^3^/p^2
این فرمول بالا برای نسبتهای زمینی است. برای تشکیل هر نسبتی می توان از فرمول زیر استفاده کرد :
[(a/A)^3^=(p/P)^2^[(m1+m2)/M1+M2)
که در بالا سیستم دوتایی m1و m2 با دوره تناوب pو نیم محور اطول a با سیستم استاندارد(حروف بزرگ) سنجیده میشود. برای اجسامی که خورشید را دور می زنند یا برای ستارگان دوتایی دستگاه استاندارد سیستم خورشید - زمین است :P بر حسب سال .Aبرحسب AU و همه اجرام خورشیدی بر حسب جرم خورشید M1 . برای اقمار سیاره ای از سیستم ماه - زمین استفاده می کنیم که P=27.3 ، A=3.84*10^5^ و M1+M2 در مجموع جرم زمین در نظر گرفته می شود (یا ^24^ 10* 5.976 kg )
در مواردی مانند خورشید و یک سیاره یا سیاره و قمر آن معمولا جرم مجموع را همان جرم جرم بزرگتر در نظر می گیریم چون اختلاف فاحشی به وجود نمی آید.
در صورت مشکل در فرمولها و توضیحات حتما خبر دهید .
منابع:
نجوم و اخترفیزیک مقدماتی جلد اول. زیلیک واسمیت. ترجمه دکتر جمشید قنبری - زنده یاد دکتر تقی عدالتی، انتشارات دانشگاه امام رضا
نجوم دینامیکی. رابرت تی دیکسون. ترجمه احمد خواجه نصیر طوسی ،مرکز نشر دانشگاهی تهران
زمین در فضا ، مهندس احمد دالکی ، دانشگاه شهید بهشتی
http://www.go.ednet.ns.ca/~larry/orbits/kepler.html
کهکشان GALAXY
کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شدهاند. به یک کهکشان گاهی جهان ستاره ای نیز میگویند و ممکن است شامل میلیاردها ستاره باشد.
کره زمین و منظومه ی شمسی ما در کهکشان راه شیری قرار دارد. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود 100000 میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از 1000 میلیارد ستاره هستند.
ستاره شناسان عقیده دارند که میلیاردها کهکشان در جهان پهناور وجود دارد. ستاره هایی چون خورشید ما به دور کهکشان در گردشند. ستاره های نزدیک به مرکز کهکشان تندتر از ستاره های دورتر از مرکز میچرخند.
دو ابر ماژلان که در نیم کره ی غربی آسمان دیده میشوند در حدود 150000 سال نوری از ما فاصله دارند. با این حال نزدیکترین کهکشان به کهکشان راه شیری است!
کهکشان ما به شکل بیسکویت یا کلوچه یا چرخ گاری به نظر میرسد.ابرهای غبار آلود در کهکشان خودمان را گاهی میتوان دید و به آنها نبولا میگویند. بسیاری از آنها شب نما و درخشان شبیه نبولای بزرگ در منظومه ی جبار که با چشمان غیر مسلح (بدون تلسکوپ) دیده میشوند. اما نبولاهای دیگر تیره است برخی تیره و سیاه اما قابل دیدن میباشند، وقتی این نبولاهای تیره در مقابل یک نبولای تابان و درخشان یا در برابر ستاره قرار میگیرند.
نبولای کله اسبی نیز در منظومه ی جبار قرار دارد و نبولای بسیار جالبی است. نبولا ظاهرا قسمت مهم کهکشان است زیرا ستارگان بایستی از مواد موجود نبولاها پدید آمده باشند و از تراکم گردها و غبارهای نبولاها است که ستارگان پدید می آیند.
کهکشانها شامل چند بیلیون تا چند تریلیون ستاره می باشد. ساختار مارپیچی که در کهکشانهای زیادی یافت می شود به وسیله جاذبه گرانشی که مناطقی با تراکم زیاد را می سازند به وجود می اید. ستارگان به دور مرکز کهکشان می گردند اما این چرخش سریعتر از چرخش قسمتهای مارپیچی می باشد در نتیجه به داخل یا بیرون این مناطق که غلظت و تراکم بیشتری دارند متناوب عبور می کنند.
چرا کهکشانها همانند یک ورقه یا بشقاب هستند؟ شکل کهکشانها که همانند دیسک یا بشقاب هستند به وسیله فعل و انفعال ( کنش و واکنش ) 2 نیرو به وجود می آیند:
1) جاذبه گرانشی مواد را در مرکز متمرکز می کند.
2) انرژی چرخشی ( نیروی حرکتی ) باعث می شود که ماده از محور حرکت دور شود
اشکال کهکشانها بر اساس شیوهای طبقه بندی میشود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل تودهای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.
کهکشانها 4 شکل مختلف دارند:
1. کهکشانهای مارپيچی
2. کهکشانهای مارپيچی ميله ای
3. کهکشانهای بيضوی
4. کهکشهای نا منظم
کهکشانهای مار پیچی
کهکشانهای مارپیچی دارای بازوهایی هستند که شکلی مارپیچی در اطراف بر آمدگی مرکزی یا هسته ، قرصی ایجاد میکنند که چرخش هسته با چرخش بازوهای آن همراه میشود. جوانترین ستارههای کهکشانهای مارپیچی در بازوهای کم توده یافت میشوند و ستارههای کهن اکثرا در هسته متراکم قرار دارند. کهنترین ستارهها در هالههای کروی پراکنده قرار دارند و اطراف قرص کهکشانی را فرا گرفتهاند. بازوهای مذکور همچنین دارای غبار و گاز فراوانی هستند که منجر به تشکیل ستارههای جدید میشود. در کهکشانهای مارپيچی انواع مختلف ستارگان و سحابی ها وجود دارند.
کهکشان مارپیچی میله ای
یک کهکشان مارپیچی میلهای دارای یک هسته برآمدگی مرکزی کشیده شده و میلهای شکل است. همزمان با چرخش هسته اینطور به نظر میرسد که در هر سوی هسته یک بازو نیز میچرخد. برخی ستاره شناسان عقیده دارند کهکشان راه شیری نیز یک کهکشان مارپیچی میلهای است. شکل
کهکشانهای مارپیچی و کهکشانهای مارپیچی میلهای متغیر است.
از کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی بزرگ با بازوهای نه چندان بهم پیوسته تا کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی کوچک و بازوهای آزاد. گر چه کهکشانهای مارپیچی و مارپیچی میلهای پیش از این به عنوان دو نوع کهکشان متفاوت طبقه بندی میشدند، ولی امروزه ستاره شناسان آنها را مشابه میدانند.
کهکشانهای بیضوی
کهکشانهای بیضوی از نظر شکل ، از شکل بیضیگون (شبیه توپ فوتبال امریکایی) تا شکل کروی متغیر هستند و اشکالی ما بین این دو نیز یافت میشوند. بر خلاف کهکشانهای دیگر که نوری آبی از ستارههای فروزان و کم عمر منعکس میکنند، کهکشانهای بیضوی زرد رنگ بنظر میرسند. علت این امر توقف شکل گیری ستارگان در این کهکشانها میباشد که در نتیجه تقریبا تمام نور آنها از ستارههای غول سرخ که دارای طول عمر زیادی هستند تأمین میشود.
کهکشانهای نا منظم
بعضی از کهکشانها که هيچ شکل خاصی ندارند کهکشانهای نامنظم نام دارند و از نوع نادر ترين کهکشانها هستند.
کهکشانهای فعال و غیر عادی
از تمام کهکشانها میزان معینی تشعشع الکترومغناطیسی ساطع میشود. برخی کهکشانها ، به طرز غیر عادی ، مقادیر زیادی تشعشع تابش میکنند. این کهکشانها ، کهکشانهای فعال نامیده میشوند. انرزی آنها از منبعی با جرم بسیار زیاد اما به هم فشرده که در مرکز کهکشان فعال قرار دارد تأمین میشود.
انرژی اغلب بصورت اشعه ایکس ، موج رادیویی و همچنین نور است و میزان انرژی آزاد شده به قدری زیاد است که نمیتوان تصور کرد ستارهها آنرا بوجود آورده باشند. ستاره شناسان بر این عقیده اند که تنها جسمی که قادر است این مقدار انرژی را ازاد کند یک حفره سیاه فوق العاده پر جرم است. بنابر این، علت اینکه برخی کهکشانها از جمله کهکشان خودمان انرژی نسبتا کمی آزاد میکنند این است که حفره سیاه مرکزی کوچکی را در میان گرفتهاند.
کهکشانهای رادیویی
تمامی کهکشانها ، موج رادیویی ، نور قابل رویت و انواع تشعشع از خودشان تولید مینمایند. انرژی رادیویی یک کهکشان رادیویی خیلی متراکمتر از انرژی کهکشانهای معمولی است. این انرژی از دو قطعه خیلی بزرگ ، یا ابرهای عظیم الجثه متشکل از ذرات در حال دور روشن از کهکشانها تشتشع مییابند.
این ابرهای عظیم از فورانهای گازی که از مرکز کهکشان با سرعتی معادل یک پنجم سرعت نور خارج میشوند، در آسمان شکل میگیرند. به نظر میرسد که فوران این انرژی عظیم توسط یک حلقه پیوستگی صورت میگیرد که یک حفره سیاه خیلی متراکم را در بر میگیرد و در مرکز کهکشان واقع است. از هر یک میلیون کهکشان فقط یکی از آنها یک کهکشان رادیویی است.
کهکشان راه شیری
کهکشان ما راه شیری می باشد که احتمالا" از 400 بیلیون ستاره تشکیل شده است که به طور تقریبی 100هزاز سال نوری طول دارد ( 1 سال نوری تقریبا" برابر با 6 تریلیون مایل است ) و 16 هزار کیلومتر قطر و حدود 100000 میلیون ستاره دارد عقیده برخی بر آن است که کهکشان راه شیری در حدود 8 بیلیون سال پیش به وجود امد در حالی که برخی دیگر تاریخ پیدایش ان را 14 بیلیون سال پیش می دانند. این کهکشان از مجموعه ای از کهکشانهای کوچکتر تشکیل شد.
کره ی زمین و منظومه ی شمسی ما در این کهکشان قرار دارد.کهکشان راه شیری هر دویست میلیون سال یک بار به دور خود میچرخد و سه یا چهار بازوی خم شده گاز و غبار در آن دیده میشود.
مشخصات کهکشان راه شیری
کهکشان راه شیری ، کهکشانی مارپیچی است که شامل حدود 500 میلیارد ستاره است. این کهکشان حدود 10 میلیارد سال پیش ، از یک ابر عظیم گاز و غبار تشکیل یافت. در قسمت مرکزی کهکشان راه شیری هستهای کروی قرار دارد که ممکن است شامل یک حفره سیاه نیز باشد. هسته توسط گروهی از دنبالههای مارپیچی در برگرفته شده است. این دنبالهها از ستارههای فروزان تازه شکل یافته تشکیل شدهاند. هسته و قرص کهکشان با هالهای از ستارههایی با طول عمر بسیار زیاد ، در بر گرفته شدهاند.
قطر هسته یک کهکشان در حدود 10000 سال نوری است. قسمت احاطه کننده هسته دارای قطری برابر با 100000 سال نوری و ضخامتی برابر با 1000 سال نوری است . هاله کهکشان دارای قطری تا 50000 سال نوری است. منظومه شمسی(شامل ابر اوپتیک-اورت) با عرضی برابر با سه سال نوری نسبتا کوچک به نظر میرسد. خورشید با سرعتی حدود 220 کیلومتر (135 مایل) در ثانیه ، مرکز کهکشان را در مدت زمانی حدود 250 میلیون سال دور میزند. تا کنون خورشید 15 تا 20 دور به گرد هسته کهکشان چرخیده است.
گذر صورتهای فلکی از راه شیری
بیرون از راستای راه شیری تعداد بسیار کمی ستاره کم نور وجود دارد. بطوری که درخشش مبهمی نیز از آنها آشکار نمیشود. به علت آنکه راه شیری دایره کاملی در سرتاسر آسمان تشکیل میدهد، در هر نقطه روی زمین میتوان بخشهایی از آن را دید. چند صورت فلکی مهم که راه شیری از میانشان میگذرد، شامل ذات الکرسی ، پرساوس ، ممسک الاعنه (ارابه ران) ، تکشاخ ، بادبان ، صلیب ، عقرب ، قوس ، دلو و دجاجه است.
فراوانی میدان ستاره
انبوهترین میدان ستارهای ، در راه شیری جنوبی قرار دارد که منظر زیبایی در آسیای جنوبی و آفریقایی جنوبی بوجود میآورد. برای رصد کنندگان واقع در نیمکره شمالی ، بهترین حالت راه شیری اواخر تابستان دیده میشود. هنگامی که دجاجه را بتوان در بالای سر دید.
ماهیت راه شیری
ما منظره کهکشان عظیم و پرستارهای را که درون آن زندگی میکنیم، به صورت راه شیری میبینیم. در کهکشان ما ، احتمالا صد هزار میلیون ستاره وجود دارد. ما در میان این کهکشان هستیم و به همین دلیل نمیتوانیم شکل کلی آن را به آسانی تجسم کنیم. در واقع ، کهکشان راه شیری ، شبیه یک چرخ فلک غول پیکر است و دو بازوی پرستاره دارد، که چندین بار به دور بخش مرکزی پیچیدهاند. طول کهکشان ما 100000 سال نوری است. 30000 سال طول میکشد تا یک پیام رادیویی از زمین به مرکز آن برسد. اگر ستارگان کهکشان را با سرعت سه ستاره در یک ثانیه بشماریم، هزار سال طول میکشد.
قسمت نورانی راه شیری
روشن ترین بخش راه شیری در صورت فلکی قوس است. تلسکوپهای رادیویی فرو سرخ، علامتهای پرقدرتی از این منطقه آشکار میکنند. شاید درمرکز بیظلم کهکشان ما ، یعنی نقطهای در راستای صورت فلکی قوس ، سیاهچاله بسیار بزرگی وجود داشته باشد که آزادانه ستارگان و سیارهها را میبلعد و توده انبوهی از آنها را در کنار هم جمع میکند.
تصادم کهکشانها
بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال، بعضی از کهکشانها تا اندازهای به یکدیگر نزدیک میشوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود میکشد و این امر باعث بوجود آمدن تودههایی به نام دنبالههای کشندی میگردد، که این دنبالهها مانند پلی کهکشانها را به یکدیگر وصل مینمایند. نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد.
به وجود آمدن خوشه های کهکشانی:
نوسانات کوانتوم بسیار کوچک و مادون اتمی در.10000000000000000000000000000000 ثانیه به وجود آمده در انفجار بزرگ باعث به وجود آوردن امواجی ناهموار میشود که با انبساط کیهان بزرگتر می شود. این امواج ناهموار به طور تخمینی کوچکترین انها جرمی برابر با 500 ترلیون خورشید را دارا بود. این امواج ناهموار منشاء خوشه های کهکشانی هستند که ما امروزه می بینیم.

تلسکوپ فضایی هابل بالاخره به سوی دب اکبر نشانه رفت تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا واقعا سیاره دهم ( زنا) از پلوتو بزرگتر است؟
تلسکوپ فضایی هابل ناسا برای نخستین بار به رصد سیاره دور دست تازه کشف شده که درحال حاضر زنا نامگذاری شده است پرداخت و نشان داد که این سیاره تنها کمی از پلوتو بزگتر است.
نتایج بدست آمده از رصد های انجام شده توسط پایگاه های زمینی نشان می داد که این سیاره 30 درصد از پلوتو بزگتر است در حالی که هابل در 9 و 10 دسامبر 2005 قطری معادل 1490 مایل را برای "زنا" محاسبه کرد . هابل پیش از این قطر پلوتو را 1422 مایل محاسبه کرده بود. "مایک براون" پژوهش گر تیم کاشف زنا در این بار گفت : هابل تنها وسیله ای است که می تواند ابعاد واقعی سیاره را در نور مرئی اندازه گیری کند. زنا 10 بیلیون مایل از زمین فاصله دارد و این سیاره تنها 1.5 پیکسل ازمیدان دید هابل را اشغال می کند ولی همین مقدار اندک کافی است تا هابل بتواند اندازه این سیاره را تعیین کند.
یکی از عواملی که دانشمندان احتمال می دادند زنا سیاره بزرگی باشد درخشندگی آن بود که حاصل از بازتاب نور خورشید است . اما اکنون معلوم شد قطر این سیاره بسیار کوچکتر از آن چیزی است که تصور می شد به همین دلیل زنا می تواند یکی از درخشان ترین سیاره های منظومه شمسی با بازتاب بسیار زیاد نور خورشید باشد . در میان اجزاء منظومه شمسی انسلادوس به دلیل وجود سطح یخی و آبفشان های بسیار بیشترین بازتاب سطحی را داراست. دانشمندان تصور می کنند این بازتاب بالا در اثر وجود متان یخ زده بر روی سطح سیاره است . شاید این سیاره در هنگام نزدیک بودن به خورشید دارای اتمسفری از متان بوده است و اکنون که در این فاصله ی دور از خورشید قرار گرفته اتمسفر آن به صورت برف بر روی سطح این سیاره نشسته است .
560 سال طول می کشد تا زنا یک بار مدار خود به دور خورشید را به پیماید و اکنون بسیار به قطه ی اوج (دور ترین فاصله از خورشید) مدارش نزدیک است. براون و همکارانش در نظر دارند در قدم بعدی با استفاده از هابل و دیگر تلسکوپ های فضایی به جستوجو در کمربند کویپر به پردازند تا اجرامی را به یابند که حتی از زنا نیز بزرگتر باشد.
منبع از www.parssky.com


