سلام
امیدوارم که همگی خوب باشید
آیا تا به حال قانون بد_تیتوس به گوشتون خورده اگر می خواهید بدونید که این قانون چیه مقاله ی زیر رو بخونید:
درسال 1766(قبل از آنکه اورانوس نپتون وپلوتو کشف شوند)تیتوس اهل وینتبرگ یک قاعده تجربی تقریبی در ارتباط با فواصل متوسط خورشید از سیاره را پیدا کرد,در سال 1772 یوهان بد این رابطه را منتشر کرد و امروزه بنام قانون بد یا قاعده ی تیتوس_بد موسوم است.
این قانون به صورت رشته ای از اعداد بصورت زیر نوشته می شود:

اگر اعداد بالا بر 10 تقسیم کنیم رشته ی زیر بدست می آ ید:
این رشته به ترتیب فاصله ی سیارات را از خورشید نشان می دهد و بیانگر قانونمند بودن فاصله ی سیارات منظومه ی شمسی از خورشید اگر به جدول زیر نگاه کنید خواهید فهمید که این قانون چه قدر به اعداد واقعی خو نزدیک است.
0/4, 0/7, 1 ,1/6 ,2/8 ,...
اگر فاصله ی زمین تا خورشید را یک واحد نجومی در نظر بگیریم(AU1),متوسط فواصل سیارات از خورشید به قرار زیر خواهد بود:
|
عطارد |
زهره |
زمین |
مریخ |
مشتری |
زحل |
اورانوس |
نپتون |
پلوتو |
|
39/0 |
72/0 |
1 |
52/1 |
20/5 |
54/9 |
2/19 |
01/3 |
5/39 |
به استثنا شکاف در 8/2 (, بین مدار مشتری و مریخ جایی که سیارکها قرار دارند بعضی از دانشمندان معتقدند که شاید در زمان های قدیم بین این دو سیاره سیاره ی سومی هم وجود داشته که اکنون به دلایل نا معلوم از بین رفته است)قانون بد به طور شگفت انگیزی در مورد هفت سیاره ی داخلی مورد قبول است _این یک قاعده ی منظم است که به طور ضمنی به یک فرایند فیزیکی دلالت می کند. به فاصله های نزدیک و فشرده از خورشید تا مریخ و توزیع بازتر و منظم تر از مشتری به بعد توجه کنید.
امیدوارم که این مقاله مفید واقع شده یاشد.
شیرین انباردارن
دنباله دار ها مولكول هاي پيش حياتي دارند .
گروه علمي فرهنگي – پژوهشگران دانشگاه ميشيگان با يافتن نشانه هاي نيتروژن اتمي در ابر هاي گاز ميان ستاره اي ،حدس زده اند كه مولكول هاي پيش حيات در دنباله دارها وجود داشته باشند .
به گزارش پارس اسكاي ،اگر اين حدس درست باشد ،ميتوان شرايط اوليه را كه منجر به پديد امدن حيات روي زمين شده مشخص كرد .اين يافته همچنين ميتواند درك بشر را از فرايند هاي شيميايي درون فضا كاملا متحول كند .
سال ها بود كه دانشمندان در شگفت بودند كه چرا در دنباله دار ها و شهابسنگ ها ،نشاني از نيتروژن مولكولي ديده نميشود .مدل هاي موجود در پيشبيني ميكنند كه دنباله دارها در مرز هاي دور دست ،تاريك و سرد منظومه ي شمسي تشكيل ميشوند ؛جايي كه اخرين فرايند هاي شيميايي منظومه را در طول تكوين خورشيد و سيارات ثبت كرده است .به همين دليل سياره شناسان ،دنباله دارها را به چشم فسيل هايي بسيار مينگرند كه سوابق ابر اوليه اي را كه در چهار ميليارد و ششصد ميليون سال پيش با رمبش خود منظومه ي شمسي را خلق كرد ،تمام وكمال حفظ كردند .مدل هاي فعلي پيش بيني ميكنند كه در اين ابر اوليه ،گاز نيتروژن به شكلي مولكولي وجود داشته است و بالطبع ،دنباله دار ها به عنوان وارثان ان ابر اوليه بايد نشانه هايي از نيتروژن مولكولي در خود داشته باشد .
اماسباستين مارت –دانشجوي دوره ي اختر فيزيك و ادوين برگين-استاد اختر شناسي دانشگاه ميشيگان –در بررسي هاي جديد خود نشان داده اند چنين انتظاري درست نيست . دنباله دارها نيتروژن مولكولي ندارند چون اين گاز در ابر اوليه اي كه انبوهي از ذرات كوچكش دنباله داررا تشكيل ميدهند ،وجود ندارد .اين دو پژوهشگر ميگويند كه ابر هاي اوليه ،نيتروژن اتمي دارند ،نه نيتروژن مولكولي . مقاله اين دو نفر و همكارانشان در مركز اختر فيزيك هاروارد –اسميث سونيان كه در نشريه نيچر منتشر شده ،موجي از شگفتي را در جوامع علمي به دنبال داشته است .
يكي از هيجان انگيز ترين نتايج وجود نيتروژن اتمي را ميتوان در دنباله دار هايي جستوجو كرد كه ميليون ها سال پيش به زمين برخورد كردند.محاسبات نشان مي دهد كه مولكول هاي حامل نيتروژن اتمي ميتوانسته اند نوعي جهش پيش حياتي را ايجاد كنند تا مولكول هاي پيچيده اي به وجود ايند و در نهايت حيات روي زمين را به وجود اورند .
در بسياري از مولكول ها ي حياتي ساده و پيچيده ،نيتروژن وجود دارد و از ان مهمتر اينكه به وجود اوردن چنين مولكول هاي پيچيده اي از نيتروژن اتمي ،بسيار اساننتر و سريع تر از نيتروژن مولكولي است . تمام واحد هاي سازنده DNE اسيد هاي امينه و بسياري مواد ديگر در ساختار شيميايي خود از واحد هاي نيتروژن استفاده مي كنند .وجود نيتروژن در ساده ترين شكل شيميايي –يعني نيتروژن اتمي – فرايند هاي شيميايي را فعال تر ميكند و احتمال تشكيل مولكول هاي پيش حياتي پيچيده تر را زياد مي كند .
نوشته شده توسط ستوده فريدن پور ۲۷مرداد ۱۳۸۵
دنباله دارها
ستارگان دنباله دار بر خلا ف اسم شان به هيچ وجه ستاره و منبع توليد انرژی نيستند و نامگذاريشان فقط به دليل شکل ظاهريشان است که مثل ستاره ای هستند که دنباله ای داشته باشد ، به طوری که واژه comet از کلمه يونانی kometes به معنی مو و سر گرفته شده است.
اين ستارگان جابجا شونده با وجود چهره تماشايی شان که به سرعت تغيير می کند و کاملا" غير متناوب و نامنظم به نظر می رسند ، نشانی از ترس و خرافات بودند و ظهور ستارگان دنباله دار را علامتی از اتفاقی بزرگ و نا خوشايند می دانستند.
دنباله دارها کره ها يی از گاز و غبار هستند. هنگامی که اين کره ی منجمد به خورشيد نزديک می شود، در اثر تصعيد گاز ها و غبارها، هاله ای مه آلود در اطراف جسم اصلی دنباله دار ( هسته) و دمی بلند در اطراف آن تشکيل می دهند.
معمولا" هر دنباله دار از سه بخش تشکيل شده است:
۱) هسته با قطر چند کيلومتر (که به طور مستقيم قابل مشاهده نيست ) : کره ای از يخ و گازهای منجمد ( با ابعاد ميکرو متر )
۲ ) گيسو که توده سحابی مانند سر دنباله دار است با قطر چند صد هزار کيلومتر که به کمک بر همکنش با تابش خورشيدی قابل آشکار سازی است.
۳ ) دنباله : برای يک دنباله دار دو نوع دنباله تشخيص داده شده است :
الف ) دنباله گرد و غبار که در انعکاس نور خورشيد، زرد کمرنگ ديده می شود و همان طيف خورشيد را دارد .
ب ) دنباله پلاسما که به دليل وجود منوکسيد کربن يونيزه (co+ ) آبی ديده می شود . طول دنباله ممکن است به صدها ميليون کيلومتر برسد.
در قرن هفدهم، با کارهای اساسی کپلر ، نيوتون وهالی مشخص شد که حرکت های عجيب دنباله دارها از همان قوانين حرکت سيارات پيروی می کنند. هالی با ادامه ی کار موفق شد دوره ی تناوب و مدار دنباله دار درخشانی را که بعدها به نام خودش معروف شد تعيين کند و مشخص شد که اين همان دنباله داری است که از سال ها قبل از ميلاد به طور تقريبا منظمی با دوره ی تناوب ۷۶سال رصد ميشده است.
مدار بيشتر دنباله دارها بيضی بسيار کشيده ( با خروج از مرکز بيشتر از ۰/۹)است. مدار بعضی ديگر سهموی و يا هذ لولی است که دنباله دارهای غير متناوب محسوب می شوند. گاهی از اوقات ممکن است مدار دنباله دار به دليل گرانش سيارات بزرگی مثل مشتری تغيير کند. مثلا" دنباله دار بلند دوره به يک دنباله دار کوتاه دوره و با خروج از مرکز کمتر تبديل شود و يا گرانش شديد موجب تکه تکه شدن دنباله دار شود. ( مثل دنباله دار شوميکر- لوی ۹)
در سال ۱۵۳۸ م . يک پزشک ( Jerome Frascator ) متوجه شد که دنباله ی دنباله دارها در خلاف جهت خورشيد قرار دارد . در قرن هفدهم کپلرعلت آن را فشار تشعشعی خورشيد مطرح کرد . مقدار فشار تشعشعی خورشيد به اندازه و ترکيب شيميايی ذره بستگی دارد . مثلا" دنباله ی دنباله دار« «آرند-رولند به دليل داشتن ذرات گرد و غبار بزرگتر از حد معمول ( در ابعاد ميلی متری ) و فشار تشعشعی ضعيف در امتداد خورشيد نبود . اما بر سر ذرات گرد و غبار چه می آيد ؟
ذرات کوچکتر به وسيله تابش تشعشعی در فضای بين سيارات و ذرات بزرگتر در مدار دنباله دار منشاء پخش می شوند و منشاء بارش های شهابی می گرد ند. مثلا" بارش شهابی بر ساووشی که در حوالی ۲۱و۲۲ مرداد به اوج می رسد مربوط به ذرات دنباله دار « سويفت-تاتل» است.
چگالی متوسط دنباله دار1gr⁄ cm3 است بنا بر اين فشار تشعشعی خورشيد نمی تواند تشکيل دنباله پلاسما را توضيح بدهد. دنباله پلاسما از دنباله گرد و غبار بزرگتر است. و طول آن به صدها ميليون کيلومتر می رسد. در سال ۱۹۵۱ يک اختر شناس آلمانی به نام« لودويک بيرمن» پيشنهاد کرد که پلاسمای خورشيدی که با سرعت بسیار زياد از خورشيد خارج می شود منشاء تشکيل دنباله ی پلاسما است. باد خورشيدی مخلوطی از پروتون ها و الکترون هايی است که سطح خورشيد را ترک می کنند و تقريبا" با سرعتkm/s ۴۰۰ حرکت می کنند. چگالی اين ذرات در فاصله ی مدار زمين ۱ تا ۱۰ ذره در سانتی متر است.
در سال های گذشته مطالعه ی دنباله دارها خيلی مورد توجه قرار گرفته است. چون هر تئوری که شکل گيری منظومه ی شمسی را توضيح بدهد بايد تشکيل هسته های دنباله دار را توضيح بدهد .در سال ۱۹۵۰ يک اختر شناس هلندی به نام يان اورت با مطالعه ی آماری چهل و شش دنباله دار بلند دوره ( با دوره تناوب بيش از ۲۰۰ سال ) متوجه شد که اين دنباله دارها از تمام جهات به سوی خورشيد می آيند بنابراين منبع شان بايد کره ای پيرامون خورشيد باشد و از آنجايی که مدار اين دنباله دارها بسيار کشيده است پس اين کره می بايست دور باشد. او اين موضوع را مطرح کرد که خرده سيارات باقيمانده از سحابی اوليه منظومه شمسی به صورت کره ای، منبع دنباله دارها است. با محاسبات انجام شده اين منطقه( که امروزه ابر اورت ناميده می شود) بايد در فاصله۲۰۰۰۰ تا۱۰۰۰۰۰ واحد نجومی باشد. شاید تعداد دنباله دارهای ابر اورت به دو تريليون برسد. در طول عمر منظومه ی شمسی حدود ۵۰۰۰ ستاره از محدوده ی کمتر از۱۰۰۰۰۰ واحد نجومی خورشيد گذشته اند. در چنين وضعی يا دنباله داری توانسته از مدار گرد شش به دور خورشيد خارج شده باشد و در فضای بين ستاره ای سرگردان شود ويا به سوی خورشيد حرکت کند.
اما دنباله دارهای کوتاه دوره، تقريبا" در صفحه ی منظومه ی شمسی حرکت می کنند پس منبع آنها نمی تواند ابر اورت باشد. اختر شناسان منبع آنها را قرصی سطح در ورای مدار نپتون (۳۵ تا۴۰ واحد نجومی ) می دانند که ممکن است تا فاصله ۱۰۰ واحد نجومی گسترده شده باشد. جمعيت اين کمربند چند صد ميليون تخمين زده می شود.حدود ده سال پيش (۱۹۹۲ م. ) دو اختر شناس سياره ای از دانشگاه هاروارد موفق به کشف ۲۰ عضو از اجرام اين کمربند ( کمربند کويي پر ) شدند.

کشف دنباله دارها
رصد و کشف دنباله دارها همیشه جذاب بوده است مخصوصا" اينکه هر آماتوری که موفق به کشف دنباله داری جديد شود آن را به نام او نامگذاری می کنند. کاشفان دنباله دارها اغلب آنها را در فواصل دور از خورشيد کشف می کنند . معمولا" در آن فاصله دنباله دار، دنباله واضحی ندارد و فقط گيسوی آن به شکل سحابی محو و کوچکی ديده می شود. پس از مطمئن شدن از اينکه جسم رصد شده سحابی يا کهکشان نيست ، بايد منتظر ماند تا جابه جايی در آن مشاهده شود. ضمنا" بايد از نزديک شدن دنباله دارهای تناوبی و مکان آنها با اطلاع بود تا اشتباهی رخ ندهد. کشف دنباله دارها کار سخت و طاقت فرسايی است. آمارها نشان می دهد که معمولا" هر رصد کننده ( با امکانات مطلوب ) برای کشف اولين دنباله دار خود به طور متوسط۴۰۰ ساعت کار رصدی انجام می دهد.
نخستين شخصي كه خردمندانه به موضوع ستارگان دنباله دار انديشيد ارسطو فيلسوف يوناني بود كه بيش از دو هزار سال پيش مي زيست . در حدود 350 سال پيش از ميلاد ، او به اين نتيجه رسيد كه چون همه ي چيز ها مسير منظمي را در اسمان طي مي كند ،بنابر اين ستارگان دنباله دار به دليل ان كه رفتار منظمي ندارند نمي توانند در شمار جسم هاي اسماني باشند .او احساس مي كرد كه ستاره ي دنباله دار حجمي از هوا است كه به طرز نا معلومي اتش مي گيرد . اين حجم هواي سوزان به كندي از ميان هوا عبور مي كند و سر انجام خاموش مي شود و در اخر نا پديد مي شود .
ادامه مطلب>>>
زحل دومين سياره بزرگ منظومه شمسی است . زحل هم مانند مشتری به جای سنگهای سخت از گاز تشکيل شده است و با توجه به اندازه اش، تند می چرخد . فقط تقريباً 10ساعت و 15 دقيقه طول می کشد که اين سياره يک بار به دور محور خود بچرخد . يکی از نتايج چنين چرخش سريعی، فرورفتگی در قطبهای آن است؛ درست مانند قطبهای هر سياره گازی ديگری که تند بچرخد. دومين نتيجه، وزش بادهای بسيار شديد در سطح آن است . در منطقه استوای زحل،بادها در همان جهت چرخش سياره می وزند، در حالی که در مناطق نزديک قطبها، جهت وزش باد عکس جهت چرخش زحل است . جو زحل در فاصله بين اين دو کمربند، آشفته و به طوفانی خشن تبديل می شود و سرعت باد اغلب به 1800 کيلومتر در ساعت می رسد .
زحل سياره ای حلقه دار و صاحب اقمار است . اين حلقه ها از تعداد زِيادی قطعات کوچک يخ و سنگ تشکيل شده است . هرچند که اکنون هفت حلقه مختلف در اطراف زحل تشخيص داده شده است، اما در مورد منشأ اين حلقه ها هنوز نظر واحدی به دست نيامده است .
فضا آزماهای ويه جر نه تنها اطلاعات بيشتری درباره حلقه های زحل به دست آورده اند، بلکه قمرهای ديگری را نيز کشف کرده اند . تاکنون حداقل 21 قمر کشف شده است که کمتر از نصف آنها را می توان با تلسکوپ مشاهده کرد . برخی قمرهای تازه کشف شده بسيار کوچکند و بعضی فقط 30 کيلومتر قطر دارند . ساير قمرها بسيار بزرگند . مثلاً تايتان که دومين قمر بزرگ منظومه شمسی است، 5100 کيلومتر قطر دارد و فقط گانيمد، يعنی قمر غول پيکر مشتری از آن بزرگتر است.


